
در نقد فیلم بروتالیست The Brutalist به بررسی دقیق فیلمنامه، کارگردانی، شخصیتپردازی، بازیگری، تدوین، طراحی صحنه و فیلمبرداری میپردازیم تا ببینیم آیا این فیلم اثر ماندگاری است یا خیر.
ترکیب فیلم در فیلم یکی از ترفندهای کهنه و دیرینۀ ساخت فیلم و سریال بوده است. انگار سازندگان فیلمها دوست داشتند بیننده را در جریان آنچه در پشتصحنه رخ میدهد بگذارند، بیآنکه بهراستی تصویری از پشتصحنه را نشان دهند. در این روند به بیان داستان اصلی میپردازند و از خستگی و دلزدگی بیننده میکاهند. در سریال افعی تهران نیز همین حکایت پیش میرود؛ البته این بار با چاشنی جنایی و طرح داستان قتلهای زنجیرهای. جدا از اینکه این قتلها چقدر واقعی بوده و با چه هدفی و توسط چه کسی انجام میشده است، بیان آن در قالب سریال و باز هم ساخت فیلمی با همین عنوان در سریال میتواند در نگاه نخست جذاب باشد؛ اما همیشه نمیتوان از جلد کتاب به داوری آن نشست.
در این مقاله از مجله هنری اهل سینما قرار است به نقد سریال افعی تهران بپردازیم. ما در این نقد قصد داریم نکات قابلتوجه این سریال را بهتفصیل و بهصورت تخصصی بررسی کنیم تا دریابیم چرا این سریال توانست مخاطب سختگیرتر را بهخود جلب کند؛ هرچند لزوماً این مسئله دربارۀ منتقدان صدق نکرد.
نویسنده
ویراستار
سریال با صحنۀ جرم آغاز میشود؛ عوامل پلیس، پزشک قانونی و شماری افراد کنجکاو همیشه در صحنه که به تماشا ایستادهاند. آرامش با ورود آرمان بیانی برهم میخورد. منتقد شناختهشدهای که قصد ساخت فیلمی برپایۀ این قتلها دارد و از اینجاست که ما وارد زندگی آشفته و درهمپیچیدۀ او میشویم. کلاسهایی که به دلایل گوناگون بههم میخورد، پلیسی که مرتب تماس میگیرد، تنش با تهیهکننده برای پیگیری ساخت و فراهم کردن اعتبار و فیلم و دست آخر ورود فرزندی که گویا سالها از او دور بوده و این بار بنا به شرایط حساس کنونی مادرش (الهه) قرار است پیش آرمان بماند.
آنچه تیر خلاص ماجرا بهنظر میرسد تماس از سوی فردی ناشناسی است که ادعا میکند پدر آرمان را میشناخته و نگران شرایط اوست. خبر مرگ پدر و یادآوری گذشتۀ آرمان بهانهای میشود برای ورود او به روند درمان روانشناختی.
نمایی از پیمان معادی در سریال افعی تهران
اینکه چرا برای نخستینبار تصمیم گرفتم برای یک سریال (و نه فیلم) ایرانی نقدی بنویسم خیلی شخصی و لحظهای رخ داد. شاید پس از تماشای بیش از نیمی از سریال افعی تهران و آشکار شدن نواقص و اشتباهات گوناگون و البته خشم ناشی از آن. پیشنهاد تماشای افعی تهران توسط یکی از دوستان و بهدلیل طرح موضوعات روانشناسی در سریال ارائه شد؛ هرچند با فاصله ولی سرانجام عملی شد. نقد و بررسی سریال افعی تهران البته اقدام خوشایندی نیست؛ چراکه برخلاف سایر نقدها قصد تعریف و تمجید ندارم. سریال پر از باگهای داستانی و اشتباهات تخصصی (رواندرمانی و مشاوره) است و تا جایی که میدانم صدای همکاران حوزۀ روان را نیز درآورده است.
آیا داستان افعی تهران واقعی است؟! راستش مهم نیست. دستکم برای من و برای نوشتن نقد سریال افعی تهران. اینجا در پی نوشتن نقد فیلم و سریال هستیم و نه یافتن حقایق جنایی. شاید داستان جرایم افعی تهران در فیلمنامهای که آرمان با بازی پیمان معادی نوشته بود سازمانیافتهتر از فیلمنامهای است که پیمان معادی در آن مشارکت داشت! شاهد تنشهای پشتصحنه، دشواری در گرفتن تأییدیه از وزارت ارشاد و بالاییها و حتی تهدیدات و حذف و جرحهای آن در طی ساخت باعث ازهمگسیختگی سریال شد؛ مسئلهای که سازندگان افعی تهران انکار کردند!
نمایی از مهسا حجازی در سریال افعی تهران
تماشای سریال به امید و با پیشزمینۀ بازی پیمان معادی و کارگردانی سامان مقدم آغاز شد؛ هرچند به نقد و بررسی سریال افعی تهران انجامید. پیمان معادی همیشه در بازی چیزی برای گفتن دارد. او چه در پروژههایی که در داخل ایران کار کرده و چه بیرون از ایران توانسته تا حدود قابلقبولی خوب باشد. اگرچه اغلب جدا از داستان و نقشِ ایفاشده یک پیمان ثابت همهجا حاضر است؛ پسری پرخاشگر، مخالف روند هنجار و حتی قانون و قطعاً این امر در نقش آرمان که فردی هنری و ذاتاً آنارشیست محسوب میشود بیشتر بهچشم میآید.
نمیدانیم نخست انتخاب او بهعنوان بازیگر رخ داده یا همکاریاش بهعنوان نویسنده، بههرروی اعمال تغییرات در نقش و بازی توسط خودش قابلپیشبینی است؛ اما همهچیز به این خوبی پیش نرفت. آنچه در نقد سریال افعی تهران بیشتر بهچشم میآید (افزون بر پایانبندی دمدستی و شتابزده) نواقص متعدد و رفتارهای غیرحرفهای روانشناس داستان است که جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
اگر بخواهیم نقد و تحلیل سریال افعی تهران را از نخسیتن صحنهها آغاز کنیم با این پرسش روبهرو خواهیم شد که علت دو زبانه بودن تیتراژ چیست؟ آیا برای بینندۀ غیرفارسیزبان ساخته شده؟ قرار است بهعنوان رزومه کاری به مدیر برنامۀ پیمان در خارج از کشور ارائه شود یا فقط ژست کاری است؟! مسئلهای که شوربختانه در برخی دیگر از سریالهای شبکه خانگی دیده میشود و هیچ پشتوانۀ هنری یا ارتباط محتوایی با داستان ندارد. در تکمیل همین بخش نباید از عنوانبندی پایانی بگذریم که از دید من با آهنگهای غیرفارسی و متمایز نقطهقوت سریال محسوب میشود.
بهشخصه به یاد ندارم چنین جسارتی در سریال یا حتی فیلم ایرانی دیده باشم که کل تیتراژ و حتی زمینۀ صوتی اواخر هر قسمت با یک آهنگ نسبتاً بهروز اروپایی یا آمریکایی تزیین شده باشد. معرفی برخی از این آثار در مقالات سینمایی سایت اهل سینما آمده است. آنچه تماشای تلخیهای سریال (نه داستان، بلکه ساخت) را برایم آسان میکرد یا شاید آبی بود بر آتش خشمم از جلسات رواندرمانی، شنیدن قطعههای زیبایی از کیزی لمبست (on you)، دوک دومنت (ocean Drive) و کرالا داست (Maria) بوده است.
نمایی از آزاده صمدی در سریال افعی تهران
کمی برویم جلوتر، تا جایی که کارگردان یک فیلم ساختهنشده و پر از حرف و حدیث میشود محرم راز یک قاتل زنجیرهای! در اینجا دو مسئله درهمپیچیده و مبهم مطرح میشود: دوستان بازپرس و متخصصان حوزۀ بازجویی و علوم امنیتی پاسخ دهند که آیا این نوع ارتباط و اعتراف و درد دل پیش فردی خارج از تیم بازجویی طبیعی و پذیرفتنی است؟ آیا کارگردان میتواند آزادانه و بدون بررسیهای امنیتی و تحتنظر بودن در رفتوآمد باشد؟
نکتۀ مبهم که شاید بتوان آن را کلید معما دانست، ارتباط آرمان با قاتل است که پیشتر حاضر شدنش بر صحنههای قتل یا حتی نقلقول از ترومن کاپوتی و ابراز همدلی با یک قاتل بهنوعی اشارۀ فیلمنامهنویس به این همکاری یا دستکم آگاهی است. اگر نکتۀ دوم را بپذیریم، با انتقاد بزرگتری مواجه میشویم که آشکار نشدن این ارتباط و بعضاً رتقوفتق شتابزدۀ آن و اشاره فقط در قسمت اخر افعی تهران است.
اما پرسش اصلی اینجاست: چه کسی بازیگران پیشنهادی برای بازی در فیلم را تهدید میکرد، آیا آرمان یا فردی از سوی او؟ آیا افعی تهران واقعاً بیرون از زندان بوده و ارتباطی با آرمان یا مرضیه نداشت؟ اساساً علت تهدید چه بوده است؟ ساخته نشدن سریال یا مطرح و برجسته شدن قاتل زنجیرهای؟ اگر هدف ساخته نشدن سریال بوده، پس سکوت او در هنگام دیدار کارگردان با افعی دستگیرشده چه توجیهی داشت؟ و پرسشهای بیپاسخ دیگر که به سردرگمی بیینده میافزاید. تنها دفاعیۀ این سریال که میتواند برای این ابهامات و نقاط کور طرح کند، حذف سه قسمت کامل از آن طبق برخی خبرهاست؛ نکتهای که نقدهای سریال افعی تهران تاکنون به آن اشارهای نداشتهاند اما در اخبار سینما به گوشمان خورده است. با این حساب تعداد قسمتهای سریال افعی تهران به هفده میرسیده است.
نواقص پلیسی داستان به همین نکات خلاصه نمیشود؛ ازجمله بازداشت بسیار محترمانه، بدون دستبند و محافظ کافی و بازجویی در محلی خوشآبوهوا و منظرۀ پارک که بیشتر به کافه میماند تا اتاق تاریک بازجویی! در کل میتوان گفت نهتنها رابطۀ درمانگر با آرمان از روال عادی و هنجار خودش خارج شده، که بزرگواران پلیس جنایی نیز بیشتر بهعنوان همکار به آرمان مینگرند تا متهم یا مجرم بالقوه.
مشکلات فنی نیز گاهی توی ذوق میزند. از جمله در صحنۀ مربوط به اجرای تئاتر و خوابآلودگی آرمان، صدای بازیگران تئاتر و کارگردان مشخصاً غیرطبیعی و چسباندهشده به صحنه است.
اما همهچیز در این سریال منفی نیست. در نقد و تحلیل سریال افعی تهران میتوان به برخی بازیهای خوب نیز اشاره کرد؛ از جمله فرهاد (با بازی بهادر مالکی) که گاهی خشم آرمان (با بازی پیمان معادی) را برمیانگیزاند و او را تا مرز سکته میبرد. این بازیگر همدلی ما را با تهیهکنندهای که در فشار فراهم کردن اعتبار فیلم، تیغ سانسور، جذب مخاطب و البته کسب خشنودی نویسنده و کارگردان است بهدست میآورد که گویای تواناییهای بهادر مالکی است.
پژمان جمشیدی نیز که پیشتر آزمون خود را پس داده و با وجود کوتاه بودن نقشش قابلتوجه ظاهر شده است. اگر دربارۀ بازیگران اصلی ایفای نقش پذیرفتنی را به توانایی و تجربه نسبت دهیم، قطعاً دربارۀ ماهور نعمتی باید به بازی گرفتن خوب کارگردان، مدیریت مربی کودکان و همراهی پیمان معادی با بازیگر خردسال اشاره کنیم.
اگر انتظارِ بردن نام مریلا زارعی را دارید، متأسفانه همنظر نیستیم. او در قیاس با بازیهای پیشین بیشتر اجرای یک تیپ را داشت و نه شخصیت؛ هرچند شاید باید خردۀ اصلی را به پرداخته نشدن کامل شخصیت افعی (مرضیه) وارد کرد؛ البته اگر او بهراستی افعی تهران بوده باشد!
نمایی از امیر احمد قزوینی، پیمان معادی و نیلوفر کوخانی
پس از گذشت سیزده قسمت همۀ چشمها به واپسین قسمت بود تا ببینیم پایان این داستانِ اندکی پیچیده و ماجراجویانه چیست؟ بهراستی افعی تهران کیست؟ آیا زنده است یا مرضیه افعی تهران بود و با مرگ او آرمان فقط قاتل پدر مرضیه میشود؟ پس تماسهای تهدیدآمیز از سوی چه کسی و با چه نیتی است؟ همۀ اینها و ابهامات بیشتر در روند درمان، ارتباطِ در حال شکلگیری آرمان و الهه و مهمتر از همه کنکاش ناگهانی درمانگر در زندگی مراجع بیپاسخ باقی ماند و داستان با سرعت باورنکردیای جمع شد.
پلیس در یک حرکت ضربتی آرمان را از منزل بیرون میکشد تا دربارۀ اتهام قتل!!! در خودرو با متهم گفتوگو کند. در نهایت نیز در چند دقیقه با تماشای یک فیلم که امروز با سادهترین نرمافزارها و بدون تخصص کارگردانی و فیلمسازی قابلساخت است قانع میشود. به ذهن هر کودکی چک کردن بلیت سفر یا وسیلۀ رفت وآمد میرسد؛ اما نه بازپرسان و نه آرمان اشارهای به آن نکردند. کارآگاهان باتجربه به تردیدهای خود و حتی روند شگفت و حساسیتبرانگیز ملاقات مرضیه با آرمان وقعی نمینهند (توجه نمیکنند).
دیدار دوستانه و صمیمی آرمان با همسر سابق و اشاراتی مبنیبر بازگشت به جلسۀ درمان پرتنش میچسبد! در بخش پایانی سریال از زبان روانشناس به شیوهای که قرار بود رمزی باشد متوجه میشویم آرمان همان افعی تهران است. درواقع بهزور به ما میقبولانند؛ بیآنکه علامت سؤال بزرگ بالای سر ما پاک شود که پس مرضیه که بود؟ آیا همدست آرمان بود و آیا در تمام مدت بررسی و بازجویی هیچ نکتۀ شکبرانگیزی توسط کارآگاهان دیده نشد؟ آیا صرف دسترسی داشتن به داروهای هانتیگتون و چند داروی دیگر میتواند دلیلی بر قاتل بودن باشد؟
از همۀ اینها گذشته یک بیمار بستری در مرکز نگهداری که از قضا به گذشتۀ خود آگاه نیست چگونه بدون داشتن اطلاعات شناسنامهای (حتماً با گفتن اسم رمز مادر آرمان) در یک کلانشهر و شاید کشور یافت شد؟! بیخیالِ این پرسش میشویم که درمانگر سریال چه آشناهای قدرتمندی داشت که پرونده را به او رساندند و بیخیال پسگرفتنش شدند!
در پایان اگر گنجاندن پنهانی میکروفون در اتاق درمان (که خلاف اصول تخصصی و اخلاقی است) منعی ندارد و به دستور مقامات انتظامی و قضایی صورت گرفت، آیا قرار دادن دوربین مشکلی ایجاد میکرد؟ آیا مکثهای طولانی، پرسشوپاسخ بیربط (بله و خیر خارج از موضوع) یا ابراز علاقۀ آشکار درمانگر به مراجع نمیتواند شاهدی بر ادعای قاتل بودن آرمان و پوشش درمانگرش باشد؟ اینجاست که مانند همیشه در هنگام تماشای اغلب آثار داخلی از خودم میپرسم نویسنده و کارگردان بیننده را چه فرض کردهاند و تلاش میکنم با تمرکز بر موسیقی تیتراژ دنبال پاسخش نباشم. بخش دردآور در نقد و بررسی فیلم همین الزام به دیدن است.
دربارۀ نقد سریال افعی تهران قسمت 14 به یک نکتۀ آشنا برمیخوریم. نمایش فیلم افعی برای دو منتقد بدون پایان یافتن روند کامل فیلمبرداری و تدوین مناسب و به زبان ساده سرهمبندی کردن! عنصر یکسان فیلمی که آرمان ساخت و سریالی که در آن شخصیت اول بود؛ یک پایانبندی ایرانی بهتماممعنا و پایان خوش. احتمالاً فرصت نبوده و گرنه همگی به جشن عروسی آرمان و الهه هم دعوت میشدیم!
نمایی از پیمان معادی و سحر دولتشاهی در سریال افعی تهران
دربارۀ نقد سریال افعی تهران از بُعد روانشناختی به نکات گوناگونی میتوان اشاره کرد که از شخصیتشناسی آرمان بیانی، رابطۀ او با اعضای خانواده و دوستان و البته رابطۀ درمانی و آنچه در جلسات درمان گذشت متنوع هستند.
در سریال افعی تهران چند جنبۀ ارتباطی و شخصیتی برجسته شده بود. نخست ورود بابک (پسر آرمان) به ماجرا و درگیریهای پرورشی و شاید ناشناخته بودن روند رشدی کودک برای آرمان است که بهمرور به یادهای کودکی خودش و تعامل و تعارض او با والدین میپردازد. آرمان کودکی سختی داشته ولی نه سختتر از میلیونها کودکی که امروز درگیر جنگ و قحطی و البته آزار قرار میگیرند. اگر هدف از نشان دادن کودکی آرمان رسیدن به مسئلۀ کودکآزاری بوده، باید بگوییم مسیر درستی طی نشده و نویسنده موفق نبوده است.
این اندازه از تنش و درگیری یا تنبیه برای هر کودکی طبیعی است و شاید برای کودک 50 سال پیش حتی کمتر به چشم میآید. تکفرزند بودن در نیمقرن پیش گزینهای لوکس محسوب میشد و تنها ماندن در انباری برای دقایقی یا حتی ساعتی، آنهم یک بار [طبق تعریف آن زمان و شاید اکنون] کودکآزاری بهشمار نمیرود. شاید بخواهید شرم او پس از روبهرو شدن با دخترخالهاش در زمان خیس کردن خودش را برجسته کنید؛ اما از قضا این مسئله هم امروزه طبیعی است و چه بسا کودکانی که تا سنین نوجوانی از این مشکل رنج میبرند.
درواقع اگر بخواهیم به تکتک صحنههای کودکی آرمان برگردیم نشانی از خشم، اندوه یا شرم سرکوبشدهای که به پرورش یک قاتل میانجامد نمیرسیم؛ البته قطعاً نمیخواهیم منکر استعداد و زمینههای آسیبپذیری متفاوت در افراد بشویم. همانند گذشتۀ عادی آرمان، ارتباط کنونی او با بابک هم طبیعی است؛ پدری که تاکنون غرق کارش بوده و حتی در زمان تولد فرزندش دیر به بیمارستان رسیده است، واکنشهای مناسب و درخوری به بابک نشان میدهد. اتفاقاً شاید بخش موفق و حتی در برخی صحنهها تحسینشدۀ سریال را به تعاملات آرمان با بابک نسبت دهیم. یکی از بهترینِ این سکانسها مربوط به گفتوگوی بابک با پدرش دربارۀ پدربزرگش و مرگ اوست. دیالوگی که جالب بود و میتوان از آن بهعنوان نمونهای از درک ابتدایی مفهوم مرگ توسط کودکان نام برد:
ـ بابک: بابات کجاست؟
ـ آرمان: بابام مرده.
ـ بابک: تو هم میمیری؟
ـ آرمان: همه میمیرن بابا.
ـ بابک: تو زودتر از من میمیری چون خیلی بزرگتر از منی.
نکتۀ دیگر در رابطۀ آرمان با فرزندش نگرانی شاید کمی جالبتوجه از حضور یا غیبت اوست که از یکسو میتوان به تجربۀ کودکی و فراموش شدنش در انباری و از سوی دیگر آشنایی با قتل و افعی تهران داشت. خشمی که در آغاز متوجه پدر بود و با این مضمون در جلسات درمان مطرح شد بهتدریج و با پیشرفت درمان و البته آگاهی ما از آنچه آرمان بهراستی تجربه کرده به سوی مادر معطوف شد. تا جایی که در بخش پایانی میشنویم که از بخشیده شدن مادر سخن میگوید، مسئلهای که در آغاز روند درمانی بهشیوۀ دیگر و بتسازی از مادر برداشت میشد. به این بهانه میتوانیم به جلسات درمان نیز بپردازیم.
یکی از نکات پرسشبرانگیز، اشاره به دلایل قتل افعی تهران در جلسات درمان است. تا پیش از آشنایی با مرضیه و توضیح اقداماتش طبعاً کسی از علت آن آگاه نبود؛ در صورتی که آرمان با قطعیت علت قتل را اشتراک عمل کودکآزاری در مقتولان بیان کرد! نکتۀ مهم دیگر نوع ارتباط درمانگر با مراجع و تعیین نکردن حد و حدود است. شاید با این توجیه که تعامل آرمان و مژگان (روانشناس با بازی سحر دولتشاهی) از رابطۀ درمانی خارج شده و به سطوحی از رابطۀ عاطفی رسیده بتوان از برخی اشکالات چشمپوشی کرد، اما قطعاً ارتباط از همان جلسۀ آغاز شکل نمیگیرد و چالشبرانگیزتر اینکه چطور یک درمانگر میتواند به اطلاعات شناسنامهای و خصوصی مراجع دست یابد؛ بدون اینکه خودش بیان کند و به همین وسیله به یافتن مادر مراجعی بپردازد که مراجع از مرگ آن گفته است؟
فقط یک دلباختۀ تمامعیار ابرانسانی میتواند زنی را در مرکز نگهداری در یک شهر بزرگ پیدا کند که دچار زوال عقل و هانتینگتون است و احتمالاً بهدرستی خود را نمیشناسد. اگر از عامل تصادف بگذریم که از بزرگترین نقاط ضعف فیلمنامه محسوب میشود؛ میتوانیم توجیه حذف سه قسمتی سریال را برای این چالۀ عمیق بپذیریم.
در نقد سریال افعی تهران نمیتوان به نواقص آشکار علمی و تخصصی در روند مشاوره و درمان اشاره نکرد: 1. خطاب کردن مراجع ناهمجنس با نام کوچک (شاید در دفاع بگویید که این مسئله پیشتر بهعنوان حریم فرهنگی مطرح میشد ولی اکنون نگرانی قدیمی و بیکلاسی به شمار میرود؛ همانطور که در کشورهای غربی این روال عادی است!).
2. نشستن روی یک مبل با فاصلۀ چندسانتیمتر (اگر خطاب با نام کوچک دیگر مسئلۀ فرهنگی نیست، اینگونه نزدیکی فیزیکی در مهد روانشناسی نیز هنوز قفل است!) .
3. جلساتی که ناگهانی بیمقدمه و جمعبندی تمام میشود (در قسمتی از سریال، آرمان بهحق از ناتمام ماندن سخنانش و به آرامش نرسیدن هیجانی گلایهمند است).
4. مدیریت نکردن تنش و پرخاش زوجین در جلسۀ درمان (سکوت معناداری که شاید نشان از ذینفع بودن درمانگر دارد)
و موارد تخصصیتر که در این مقاله نمیگنجد.
در بیرون از جلسۀ درمان، رفتار مژگان مصداق بارز نخ دادن است: «غیرخشن جذابتره». همۀ این نکات گویای روند درمانی غیرتخصصی و خلاف اخلاق حرفهای است؛ چراکه اگر مژگان ارتباط عاطفی با مراجع خود برقرار کرده، میتوانست از او بخواهد بدون ادامۀ روند درمانی با یکدیگر در ارتباط باشند (البته با مدتی فاصله از پایان روند درمان) و این از روانشناسی که در آغاز از پذیرش هدیه و حتی شنیدن آهنگ ارسالی خودداری میکرد انتظار میرفت.
در این مقاله از مجله هنری اهل سینما به نقد سریال افعی تهران پرداختیم و نکات هنری و فنی را در کنار ابهامات تخصصی روانشناختی و جنایی بررسی و تحلیل کردیم. هرچند نکات چالشبرانگیز و پرابهامی در سریال وجود داشت که بیننده را پسمیزد؛ اما ستارگان اندکی نیز در این شب تار چشمک زدند. اگر بپرسید آیا سریال ارزش دیدن را دارد بهعنوان یک روانشناس پاسخم خیر خواهد بود، اما بهعنوان یک علاقهمند به آثار سامان مقدم و پیمان معادی شاید یک بار دیدن این سریال خالی از لطف نباشد. افزونبر اینکه لذت شنیدن برخی از آهنگهای زیبای غربی نیز چاشنی خوبی خواهد بود.
در نقد فیلم بروتالیست The Brutalist به بررسی دقیق فیلمنامه، کارگردانی، شخصیتپردازی، بازیگری، تدوین، طراحی صحنه و فیلمبرداری میپردازیم تا ببینیم آیا این فیلم اثر ماندگاری است یا خیر.
آیا داستان و شخصیتهای فیلم آنورا در حد جوایز بزرگی که دریافت کرده است بودند یا خیر. در نقد فیلم آنورا نگاهی صریح به این فیلم جنجالی میاندازیم و بازیگری، کارگردانی و نقاط ضعف و قوت این فیلم را بررسی میکنیم.
در نقد فیلم امیلیا پرز Emilia Pérez همۀ جنبههای این اثر سینمایی را بررسی میکنیم تا ببینیم آیا املیا پرز واقعاً سزاوار این حجم از تحسین بوده یا نه؟
لیست کامل نامزدها و برندگان اسکار 2025 منتشر شد! کدام فیلمها و بازیگران زن و مرد در رقابت برای معتبرترین جایزه سینمایی جهان انتخاب شدند؟ در اهل سینما بخوانید.
فیلم تروی Troy یکی از ماندگارترین فیلمهای حماسی است. آیا تروی هنوز هم ارزش دیدن دارد و این فیلم واقعاً شاهکار است؟ در این مقاله اطلاعات کاملی دربارۀ داستان فیلم، بازیگران، حواشی فیلم، نظر منتقدان و اطلاعاتی دربارۀ سریال تروآ: سقوط یک شهر را میخوانید.
سریال سرگذشت ندیمه با الهام از واقعیتهای تلخ زندگی زنان و انقلاب ایران ساخته شده است. اطلاعات کامل سریال و فصلها، امتیازات، جوایز، حواشی و اطلاعات مربوط به فصل ششم سریال سرگذشت ندیمه را بخوانید.
بعضی وقتها میگویند چیزهایی که در فیلمها اتفاق میافتند غیرواقعیاند، اما واقعیت این است چیزهایی که در زندگی شما اتفاق میافتند غیرواقعیاند. فیلمها کاری میکنند که عواطف ما نیرومند و واقعی جلوه کنند، درحالیکه وقتی همان اتفاقات واقعاً برای شما روی میدهند، انگار دارید تلویزیون تماشا میکنید و هیچ احساسی ندارید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاهی ثبت نشده!!!