
آیا داستان و شخصیتهای فیلم آنورا در حد جوایز بزرگی که دریافت کرده است بودند یا خیر. در نقد فیلم آنورا نگاهی صریح به این فیلم جنجالی میاندازیم و بازیگری، کارگردانی و نقاط ضعف و قوت این فیلم را بررسی میکنیم.
گاهی سینما فراتر از سرگرمی ساده شده و به تجربۀ هنری عمیقی تبدیل میشود که ذهن و احساسات مخاطب را درگیر میکند. فیلم بروتالیست The Brutalist از آندسته فیلمهایی است که مرزهای سنتی روایت را در هم میشکند و با جسارت بصری و مفهومی تماشاگر را به چالش میکشد. چه چیزی باعث میشود فیلم بروتالیست از سایر آثار سینمایی متمایز شود؟ در نقد فیلم بروتالیست به بررسی دقیق فیلمنامه، کارگردانی، شخصیتپردازی، بازیگری، تدوین، طراحی صحنه و فیلمبرداری میپردازیم تا ببینیم آیا این فیلم اثر ماندگاری است یا خیر.
نویسنده
فیلم بروتالیست The Brutalist به کارگردانی بردی کوربت، داستانی درام و بیوگرافیک از زندگی معمار یهودی ـ مجارستانی به نام لازلو توث را روایت میکند که از اردوگاههای کار اجباری نازیها جان سالم به در میبرد و در جستوجوی تحقق رؤیای آمریکایی به ایالات متحده مهاجرت میکند. این فیلم در دو بخش اصلی روایت میشود که هر کدام جنبههای مختلفی از زندگی لازلو و خانوادهاش را پوشش میدهند.
فیلم بروتالیست در جوایز سینمایی سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ موفقیتهای چشمگیری کسب کرد و در مراسمهای مختلف مورد تقدیر قرار گرفت. در ادامه برخی از مهمترین جوایز این فیلم را معرفی میکنیم.
* جوایز اسکار
ـ برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد برای آدرین برودی
– برنده جایزه بهترین موسیقی متن اصلی برای دنیل بلومبرگ
– نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم
– نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای بردی کوربت
– نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فلیسیتی جونز
– نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
– نامزد جایزه اسکار بهترین تدوین
– نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی تولید
* جوایز گلدن گلوب
– برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم درام
– برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی براب بردی کوربت
– برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای آدرین برودی
* جوایز بفتا
– برنده جایزه بفتا بهترین کارگردانی برای بردی کوربت
– برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد برای آدرین برودی
– برنده جایزه بفتا بهترین فیلمبرداری برای لول کراولی
– برنده جایزه بفتا بهترین تدوین برای دنیل بلومبرگ
* جوایز انجمن منتقدان نیویورک
– برنده جایزه بهترین فیلم سال ۲۰۲۴
– برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای آدرین برودی
* سایر جوایز
– برنده جایزه شیر نقرهای جشنواره بینالمللی فیلم ونیز 2024 برای بهترین کارگردانی
– انتخاب بهعنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر سال توسط انستیتوی فیلم آمریکا
– برد جوایز متعدد در جشنوارهها و انجمنهای منتقدان مختلف مانند انجمن منتقدان شیکاگو، فینیکس، هاوایی، و بوستون
نمایی از آدرین برودی در فیلم بروتالیست
فیلم بروتالیست در سطح روایی از یک داستان خطی پیروی نمیکند؛ بلکه همچون پازلی پیچیده تکههای مختلفی را به مخاطب ارائه میدهد که در نهایت او را به چالش میکشند تا خودش این قطعهها را در ذهنش کنار هم بچیند. در نقد فیلم بروتالیست باید بگوییم که فیلمنامه نهتنها به روایت یک داستان بلکه به واکاوی مفاهیم عمیقتری چون هویت، فردیت، تأثیر معماری بر روان انسان و نقد سیستمهای اجتماعی میپردازد.
ساختار داستانی فیلم از چندین خط روایی تشکیل شده است که هرکدام بهطور موازی پیش میروند و در نقاطی خاص به یکدیگر گره میخورند. یکی از نقاط قوت فیلمنامه دیالوگهای هوشمندانه و عمیق آن است که در عین سادگی بار فلسفی بالایی دارند. بهعنوان مثال، در صحنهای که شخصیت اصلی در میان دیوارهای عظیم بتنی ایستاده و با خود سخن میگوید، جملهای را زمزمه میکند: «ما زندانی دیوارهایی هستیم که خودمان ساختهایم.» این جمله نهتنها به محیط فیزیکی اشاره دارد، بلکه نگاهی عمیق به شرایط اجتماعی و روانشناختی شخصیتهای فیلم دارد.
یکی از ویژگیهای برجستۀ فیلمنامه، شیوۀ استفاده از معماری بهعنوان یک عنصر روایی است. برخلاف بسیاری از فیلمها که فضا فقط پسزمینهای برای وقایع است، در بروتالیست معماری بخشی از داستان و شخصیتهای آن محسوب میشود. صحنههایی که در فضاهای بسته، تونلهای تنگ یا ساختمانهای خشن و سرد فیلمبرداری شدهاند همگی نشاندهندۀ درگیری ذهنی و فشار روانی شخصیتها هستند.
فیلمنامه از نشانههای بصری و استعارههای متعدد برای انتقال پیامهای خود بهره میبرد. برای مثال، یکی از موتیفهای تکرارشونده در فیلم سایههای بلند ساختمانهاست که همچون قفسی شخصیتها را در بر میگیرد. این انتخاب نمادین به مفهوم سرکوب اجتماعی و محدودیتهای انسان در دنیای مدرن اشاره دارد.
نمایی از فیلم بروتالیست
یکی از بزرگترین نقاط قوت بروتالیست شخصیتپردازی عمیق و چندلایۀ آن است. شخصیتهای این فیلم برخلاف کلیشههای مرسوم سینمایی همگی درگیر چالشهای درونی و بیرونی پیچیدهای هستند که به آنها هویت خاص و قابلدرکی میبخشد. این فیلم شخصیتهایش را نه بهعنوان قهرمانان یا ضدقهرمانان معمول، بلکه بهعنوان افرادی واقعی، با ضعفها، ترسها و آرزوهای سرکوبشده به تصویر میکشد.
شخصیت اصلی فیلم، که در دل سازههای عظیم بتنی گرفتار شده، در تلاش برای یافتن هویت و جایگاه خود در دنیایی بیروح است. او در مسیر خود با شخصیتهای دیگری روبهرو میشود که هریک نمایندۀ جنبهای از جامعۀ مدرن هستند. بهعنوان مثال، شخصیتی که همیشه در سایهها حرکت میکند و چهرۀ او هیچگاه کاملاً دیده نمیشود، نمادی از بیگانگی و ترس از هویت ازدسترفته است. این شخصیت افرادی را به نمایش میگذارد که در دنیای امروزی هویت مشخصی ندارند و در میان ساختارهای اجتماعی حل شدهاند.
رابطۀ میان شخصیتها نیز بادقت بالایی پرداخته شده است. در یکی از صحنههای کلیدی شخصیت اصلی با مردی کهنهکار که روزگاری معمار بوده وارد گفتوگویی عمیق میشود. این مرد در حالی که به ساختمان ناتمام نگاه میکند میگوید: «ما این دیوارها را ساختیم تا در آنها زندگی کنیم، اما حالا آنها ما را محصور کردهاند.» این جمله نهتنها به تم فیلم بلکه به روحیۀ شخصیتها نیز اشاره دارد: انسانهایی که در قفسهایی که خودشان ساختهاند گرفتار شدهاند.
در نقد و بررسی فیلم بروتالیست باید بگوییم که شخصیتهای فیلم علاوهبر آنکه در دنیای فیزیکی با موانع روبهرو هستند، درونیترین نبردهای خود را نیز تجربه میکنند. بسیاری از آنها در تلاشاند از قید و بندهای جامعه فرار کنند، اما در نهایت متوجه میشوند فرار واقعی، درونی و ذهنی است. تضاد میان میل به آزادی و محدودیتهای تحمیلشده توسط جامعه یکی از موضوعات اصلی شخصیتپردازی فیلم است.
بروتالیست با خلق شخصیتهایی زنده و پیچیده به یکی از قویترین آثار سینمایی در زمینۀ شخصیتپردازی تبدیل شده است. این فیلم نشان میدهد چگونه فضای شهری، ایدئولوژیهای اجتماعی و فشارهای فردی همگی دستبهدست هم میدهند تا انسان را به موجودی در بند تبدیل کنند.
برادی کوربت (کارگردان) در این اثر، مانند معمارِ سینما، هر نما را بادقتی وسواسگونه میسازد. از صحنۀ افتتاحیه که دوربین بهآرامی از روی داربستهای ساختمان نیمهکاره عبور میکند (شبیه به حرکت آغازین پدرخوانده در عروسی کانز)، تا فریمهای پایانی که دوربین در ارتفاع ۳۰ متری از زمین فروپاشی شخصیت اصلی را ثبت میکند؛ هر جز بصری معنایی دوگانه دارد. کوربت با بودجهای محدود (حدود ۱۰ میلیون دلار) موفق شد روایتی چنددههای از مهاجرت، معماری و قدرت را با زبانی سینمایی و بصریِ پیچیده به تصویر بکشد. نکتهای که در نقد فیلم The Brutalist اهمیت دارد این است که این اثر سینمایی با سبک آثار کلاسیکی مانند «پدرخوانده» و «خون به پا خواهد شد» نزدیکی دارد و نشاندهندۀ بلوغ کارگردانی کوربت در مدیریت منابع محدود برای خلق جهانی وسیع است.
طراحی صحنه، هدر لوفلر، نامزد اسکار طراحی صحنه در فیلم «حقهبازی آمریکایی» یکی از ستونهای اصلی موفقیت بصری فیلم است. سه لوکیشن اصلی فیلم یعنی آپارتمان خانوادگی لاسلو، عمارت صنعتگر ثروتمند (با بازی گای پیرس) و تپهای که قرار است مؤسسه ون بیورن روی آن ساخته شود هر کدام نمادی از مراحل مختلف زندگی شخصیت اصلی هستند.
1) فضای تنگ و تاریک آپارتمان اولیه با مبلمان چوبیِ دستساز اضطراب مهاجرت پس از جنگ را القا میکند.
2) عمارت ون بیورن با خطوط هندسی تیز و پنجرههای بزرگ، قدرت و سردی سرمایهداران را نمایان میکند.
3) ساختوساز روی تپه که بهتدریج از خرابه به بنایی بزرگ تبدیل میشود، استعارهای از فرازونشیبهای «رؤیای آمریکایی» است
در صحنۀ کلیدی نزاع لاسلو و هریسون در معدن سنگ کارارا (فیلمبرداری شده در همان معدنِ مورد استفاده میکلآنژ برای مجسمه داوود)، خطوط عمودیِ سنگهای مرمر سفید با خطوط افقی سایهها برخورد میکنند. این ترکیببندیِ هندسی استعارهای است از تقابل خِرَد (لاسلو) و قدرت (هریسون). طراح صحنه با الهام از خانۀ لوکوربوزیه در مارسی آپارتمان اولیه را پر از قفسههای چوبیِ درهمریخته طراحی کرده و صحنهای که لاسلو نقشهها را میکشد دقیقاً بازسازی آتلیۀ فرانک لوید رایت در دهه ۱۹۴۰ است.
ساخت کتابخانه در نیمه اول فیلم بروتالیست
فیلمبردار بروتالیست (مت دیل، همکار قدیمی لانتیمور) با بهرهگیری از تکنیک کیاروسکورو (نور-سایه) به سبک نقاشیهای کاراواجیو زبان بصریِ پیچیدهای را خلق میکند. این رویکرد با سه ویژگی کلیدی اجرا شده است که در تحلیل فیلم بروتالیست این موارد را بررسی میکنیم.
۱) کنتراست افراطی بهمثابۀ بیان تماتیک
در صحنۀ تجاوز هریسون به لاسلو در معدن سنگ نور مشعلها فقط نیمی از صورت هریسون را روشن میکند. چشمهای سفید او در تاریکی میدرخشد، درحالی که سایۀ غولآسایش بر دیوارههای مرمری معدن استعارهای از تسلط بیمارگونهاش بر لاسلو است. این صحنه یادآور صحنههای شکسپیری در اقتباسهای کوروساواست.
صحنۀ خودکشی ارزسبت (مادر لاسلو) با پرتوی نوری باریک از پنجرۀ سقفی روشن میشود؛ نوری که مانند تیغی بر گردنش فرود میآید و سایۀ صلیبوار دیوار را روی بدنش میاندازد، ارجاعی به نقاشیهای شهادت قدیسان در باروک دارد.
2) هندسۀ نور بهمثابۀ معماری احساس
در جلسۀ دفاع از طرح موسسه ون بیورن، نور از پنجرههای عمودی عمارت به داخل میتابد و نوارهای نوری موازی روی میز کنفرانس ایجاد میکند. این خطوطِ نورانی قفس نامرئی قدرت را حول معماران حاضر در جلسه ترسیم میکنند.
صحنههای ساختوساز شبانه با استفاده از نورپردازی Low-Key داربستها را به شبکهای از خطوط تیره و روشن تبدیل میکند که یادآور اکسپرسیونیسم آلمانی در فیلمهایی مانند مطب دکتر کالیگاری است. نماهای هوایی از ساختوساز با نور غبارآلود ظهر نقاشیهای ادوارد هاپر از شهرهای صنعتی را تداعی میکند.
۳) سایه بهمثابۀ شخصیت
در فلاشبکهای کودکی لاسلو در بوداپست، سایۀ پدرش بر دیوارهای آجری بهاندازۀ خود شخصیت حضور دارد. این سایههای کشیده و دفرمه پیشدرآمدی بر فروپاشی روانی لاسلو در بزرگسالی است.
سکانس پایانی سقوط از داربست با نورپردازی سایه-روشن معکوس اجرا شده: بدن لاسلو در تاریکی محو اما سایهاش بر زمینِ روشنِ بتنی بهوضوح دیده میشود و نمادی از جاودانگی ایدهها در مقابل فناپذیری جسم است.
این تکنیکها نهتنها زیباییشناسی فیلم را شکل میدهند، بلکه بهعنوان زبان روایی دوم عمل میکنند. هر تابش نور و هر سایۀ عمیق فصلنامهای مصور از تضادهای درونی شخصیتهاست.
کوربت با انتخاب نماهای واید و نورپردازی طبیعی هر صحنه را به تابلویی زنده تبدیل میکند. صحنههای کلیدی مانند تجاوز هریسون به لاسلو در معدن سنگ (با سایههای دراماتیک و ترکیببندی نامتقارن) یا صحنههای ساختوساز (با حرکت آهسته دوربین روی داربستها) همزمان زیباییشناسی و خشونت ذاتی داستان را منتقل میکنند. استفاده از دوربین ۳۵ میلیمتری (انتخابی غیرمعمول در سینمای امروز) بافت بصری غنی و حس نوستالژیک به اثر بخشیده است.
در سکانس ۱۲ دقیقهای جلسۀ دفاع از طرح موسسه ون بیورن، دوربین بهآرامی ۳۶۰ درجه میچرخد و هر بار که دوربین به هریسون (گای پیرس) میرسد، سرعت چرخش کاهش مییابد؛ تکنیکی که پل توماس اندرسن در فیلم «خون به پا خواهد شد» برای نشان دادن تسلط شخصیت استفاده کرد.
هنگام فروریختن داربستها در طوفان (ارجاعی به سقوط خانه آشر پو)، دوربین روی به عقب میرود و همزمان زوم اینورس میکند که حس سرگیجهای برای مخاطب ایجاد میشود.
در فلاشبکهای کودکی لاسلو در بوداپست، نسبت ابعاد تصویر به ۴:۳ تغییر میکند و تم رنگها سبزهایی رو به تنالیتۀ سرد هستند؛ انتخابی که کریستوفر نولان در دانکرک برای تفکیک زمانها استفاده کرده بود.
سبک فیلمبرداری فیلم بروتالیست
بروتالیست پر از اشارههای زیرکانه به فیلمهای مشهور تاریخ سینماست. این ارجاعات مثل پنجرههایی کوچک به دنیای سینما هستند که کارگردان با هوشمندی در فیلمش گنجانده تا داستانش را غنیتر کند. در ادامه برخی از مهمترین این اشارهها را توضیح میدهیم:
1) صحنههای خانوادگی: احترام به سینمای کلاسیک ایتالیا
صحنههایی که خانواده لاسلو دور میز شام جمع شدهاند، یادآور فیلم روکو و برادرانش (۱۹۶۰) است. در هر دو فیلم، خانوادهای مهاجر را میبینیم که در فضایی کوچک و شلوغ تلاش میکنند هویت خانوادگیشان را حفظ کنند. نورپردازی گرم و زاویه دوربین از بالا (مثل نگاه خدا به انسانها) در هر دو فیلم مشابه است.
2) حرکت آهسته دوربین: تعظیم به پدرخوانده
در صحنه افتتاحیه فیلم، دوربین بهآرامی از پشت ستونهای ساختمان نیمهکاره عبور میکند؛ درست مانند صحنه معروف عروسی در فیلم پدرخوانده (۱۹۷۲). این شباهت پیام مهمی دارد: هر دو فیلم دربارۀ قدرت و بهای آن صحبت میکنند، یکی در دنیای جنایت و دیگری در دنیای معماری.
3) صحنه خودکشی: تصویری آشنا از اضمحلال
صحنه سقوط لاسلو از ساختمان یادآور فیلم ونیزی بمیرد (۱۹۷۱) است که در آن مرگ شخصیت اصلی نهتنها پایان یک انسان بلکه پایان یک دوره تاریخی را نشان میدهد. در بروتالیست هم سقوط لاسلو نمادی از پایان دورانی است که معماران هنرمندانی مستقل بودند نه خدمتگزاران سرمایهداری.
4) استفاده از نور و سایه: ادای احترام به سینمای نوآر
صحنههای شبانه فیلم با سایههای عمیق و کنتراست بالا یادآور فیلمهای سیاه و سفید دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی مثل بیگانهای در قطار (۱۹۵۱) هستند. این سبک نورپردازی کمک میکند حس اضطراب و ناامنی که شخصیت اصلی تجربه میکند به بیننده منتقل شود.
5) نمای پایانی: بازخوانی همشهری کین
در صحنه پایانی، دوربین بهآرامی از ساختمان کاملشده دور میشود؛ همان حرکتی که در فیلم همشهری کین (۱۹۴۱) میبینیم. هر دو فیلم داستان مردانی را روایت میکنند که برای رسیدن به قدرت، انسانیت خود را از دست میدهند و در پایان در قصرهای خودساخته تنها میمانند.
تدوین یکی از مهمترین بخشهای ساخت فیلم است که مثل چیدن قطعات یک پازل تصاویر جداگانه را کنار هم میگذارد تا داستان شکل بگیرد. در نقد فیلم بروتالیست گفتن این نکته حائز اهمیت است که تدوین نقشی کلیدی در ساخت جهان پیچیدۀ فیلم دارد.
بروتالیست داستانی است که در چند دهه (۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰) میگذرد، اما تدوینگر (سارا فلاک) بهجای اینکه همهچیز را به ترتیب زمانی نشان دهد، مثل پازل زمانی قطعات را جابهجا میکند:
فیلم با صحنهای از سالهای آخر داستان شروع میشود؛ ساختمانی نیمهکاره در حال ساخت است و دوربین آرام از میان داربستها حرکت میکند. سپس به گذشته برمیگردیم و میبینیم لاسلو تازه به آمریکا آمده است.
در طول فیلم بین زمانهای مختلف جابهجا میشویم؛ گاهی در دهه ۵۰، گاهی در دهه ۶۰ و گاهی در دهه ۷۰. این شیوۀ چیدمان زمانی به ما کمک میکند که احساس کنیم ذهن لاسلو را میخوانیم؛ انگار با او همراه میشویم و خاطراتش را میبینیم.
تدوین بروتالیست مثل موسیقی، گاهی تند و گاهی کند میشود. برای لحظات تنهایی لاسلو برشها بسیار کند هستند. مثلاً وقتی او پشت میز طراحی کار میکند، دوربین ۷ دقیقه بدون برش روی او میماند؛ انگار زمان کش میآید. در مقابل، صحنه جلسه با هیئت مدیره با برشهای سریع و کوتاه تدوین شده است. دوربین مدام بین چهرهها میچرخد و نگاههای کوتاه به طرحها میاندازد: مثل ضربان قلب یک آدم مضطرب.
این تغییر ریتم به ما کمک میکند حس شخصیت اصلی را درک کنیم. گاهی زمان کش میآید و گاهی همهچیز باسرعت از کنترل خارج میشود.
برای نشان دادن گذشت سالها، تدوینگر از تکنیک «مونتاژ تسریعی» استفاده کرده است؛ یعنی تصاویر کوتاه و سریع پشتسرهم. در یک سکانس ۹۰ ثانیهای ۱۵ سال ساختوساز را میبینیم: تصاویر سریع از پیریزی، اسکلتبندی، دیوارچینی، نصب شیشهها همه با موسیقی ضربدار همراه میشوند. همزمان با این تصاویر مدلهای لباس، ماشینها و مدل موهای مردم هم تغییر میکنند تا حس گذر زمان را بهتر منتقل کنند. این تکنیک مثل ورق زدن سریع یک آلبوم عکس قدیمی است که داستان سالها را در چند ثانیه تعریف میکند.
تدوین پایان فیلم به شکل هوشمندانهای به آغاز فیلم برمیگردد. فیلم با تصاویری از یک ساختمان نیمهتمام آغاز و با تصاویری از همان ساختمان، اما کاملشده، تمام میشود. در آخرین نما دوربین از ساختمان دور میشود؛ درست برعکس نمای اول که دوربین به ساختمان نزدیک میشد. این پایانبندی به ما میگوید: «سفر تمام شد، دایره بسته شد» و ما را با حس تکمیل شدن داستان رها میکند.
آدرین برودی در نقش معمار نابغه در فیلم بروتالیست
بازیگران فیلم با بازیهای قوی و باورپذیر بهخوبی توانستهاند احساسات پیچیده شخصیتها را منتقل کنند. نقشآفرینی شخصیت اصلی، بهویژه در لحظات سکوت و درگیریهای درونی، یکی از نقاط قوت فیلم محسوب میشود. تعاملات بین شخصیتها نیز با دقت کارگردانی شده و تنشهای درونی آنها بهشکلی ملموس بر پرده سینما نقش بسته است.
در نقد فیلم بروتالیست باید بگوییم که کوربت برای اینکه آدرین برودی واقعاً شبیه معمار بهنظر برسد از او خواست قبل از فیلمبرداری سه ماه معماری یاد بگیرد. برودی نقشهکشی یاد گرفت؛ برای همین وقتی در فیلم پشت میز طراحی مینشیند دستانش واقعاً کار یک معمار را انجام میدهند و این باعث میشود تماشاگر باور کند او واقعاً معمار است. آدرین برودی برای نشان دادن زجر شخصیتش ۱۲ کیلو وزن کم کرد و بهتدریج در طول فیلم شانههایش را بیشتر خم کرد. این تغییر فیزیکی به بیننده کمک میکند ببیند چطور روح این شخصیت در حال شکستن است. برودی بهجای فریاد زدن یا عصبانی شدن آشکار، در لحظات پراسترس دستهایش را میلرزاند. این حرکت ظریف بهتر از هر فریادی نشان میدهد که او درونش پر از خشم و ترس است.
آدرین برودی در فیلم بروتالیست The Brutalist
پیرس در نقش هریسون، سرمایهدار قدرتمند، با تکنیکهای ساده اما مؤثری بازی میکند. او همیشه قبل از پاسخ دادن چند ثانیه صبر میکند. این مکثها باعث میشود همه منتظر حرف او باشند و نشان میدهد چقدر به خودش مطمئن است. در یک صحنه حتی ۱۲ ثانیه سکوت میکند و فقط به نقشهها خیره میشود؛ تصور کنید چقدر این سکوت میتواند دیگران را معذب کند!
او طوری حرف میزند که انگار هیچ اتفاقی او را هیجانزده یا ناراحت نمیکند. این یکنواختی صدا نشان میدهد او آدمی است که احساساتش را کنترل میکند و این برای یک تاجر بیرحم کاملاً مناسب است. پیرس در صحنههای مهمانی هرگز مستقیم به چشم افراد پایینتر از خودش نگاه نمیکند. این حرکت ساده نشان میدهد او خودش را برتر از بقیه میداند.
گای پیرس در بروتالیست
فلیسیتی جونز در فیلم The Brutalist نقش همسر معمار مجارستانی-یهودی (لاسلو با بازی آدرین برودی) را ایفا میکند. این نقش که برای او نامزدی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به ارمغان آورد، یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین بازیهای حرفهای او محسوب میشود. جونز در این فیلم نقش زنی را بازی میکند که پس از تجربه هولوکاست و بیماریهای جسمی به آمریکا مهاجرت کرده است. او موفق شد با ظرافت تمام ترکیبی از شکنندگی جسمی و قدرت روحی شخصیت را به تصویر بکشد. این تضاد در بازی او، بهویژه در صحنههایی که باید احساسات پیچیدهای مانند ناامیدی، خشم و عشق را منتقل کند، مورد تحسین قرار گرفت. یکی از نقاط قوت بازی جونز استفاده از حرکات محدود و کنترلشده برای انتقال احساسات عمیق است. او با حرکات محدود و نگاههای پرمعنا، رنج و امید شخصیت خود را به بیننده منتقل کند. این ویژگی در صحنههای کلیدی فیلم، مانند رویارویی با خانوادهای که به شوهرش خیانت کردهاند، بسیار تأثیرگذار است.
نمایی از فلیسیتی جونز در فیلم بروتالیست
فیلم بروتالیست یکی از تحسینبرانگیزترین آثار سال ۲۰۲۴ بود که در جشنوارهها و مراسمهای مختلف از جمله گلدن گلوب و بفتا، جوایز متعددی کسب کرد. با این حال، در مراسم اسکار ۲۰۲۵ این فیلم علیرغم نامزدی در ۱۰ رشته جوایز بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی را بهدست نیاورد. این تصمیم آکادمی اسکار باعث بحثهای گستردهای میان منتقدان و سینمادوستان شد؛ چراکه بسیاری معتقد بودند این فیلم شایستۀ این افتخارات بود. اما چرا این بروتالیست از دریافت این جوایز بازماند؟
اگرچه داستان فیلم دربارۀ مهاجرت، هنر و چالشهای پس از جنگ جهانی دوم بسیار تأثیرگذار است، اما فیلمنامۀ بروتالیست بهاندازۀ کافی به شخصیتپردازی نپرداخته است. شخصیت لازلو توث با وجود پیچیدگیهایش در برخی بخشها بیشتر به نماد تبدیل میشود تا انسان واقعی با انگیزهها و احساسات ملموس. این ضعف باعث شد برخی اعضای آکادمی احساس کنند فیلم بیشتر بر پیامهای تماتیک خود تأکید دارد تا روایت یک داستان پرکشش.
بردی کوربت برای خلق تصاویر بصری خیرهکننده و استفاده از معماری بروتالیسم بهعنوان نمادی از سختیها و زیباییهای زندگی مورد ستایش قرار گرفت؛ با این حال برخی منتقدان سبک تدوین سریع و قطعهای مکرر بین صحنهها را بهعنوان عاملی برای کاهش تأثیر احساسی فیلم تلقی کردند. آنها معتقدند این شیوه مانع ایجاد ارتباط عمیقتر مخاطب با شخصیتها و داستان شده است.
یکی دیگر از عواملی که بر تصمیمگیری آکادمی تأثیر گذاشت، جنجال استفاده از فناوری هوش مصنوعی برای بهبود صدای بازیگران در دیالوگهای زبان مجارستانی بود. اگرچه کوربت تأکید کرد این فناوری فقط برای حفظ اصالت تلفظ استفاده شده است، اما برخی این اقدام را دخالت غیرضروری در عملکرد بازیگران دانستند. این موضوع نگاه منفی برخی رأیدهندگان را به همراه داشت.
آکادمی اسکار معمولاً تحتتأثیر عوامل فراتر از کیفیت هنری قرار میگیرد؛ از جمله سیاستهای داخلی و رقابت شدید با سایر نامزدها. در سال ۲۰۲۵ فیلمهای دیگری نیز با کارگردانی قوی و فیلمنامههای برجسته حضور داشتند که ممکن است آرا را پراکنده کرده باشد.
در نهایت بروتالیست هرچند نتوانست جوایز فیلمنامه و کارگردانی را کسب کند، اما بهعنوان اثری ماندگار در تاریخ سینما باقی خواهد ماند؛ فیلمی که مرزهای هنر را گسترش داد و بحثهای مهمی دربارۀ مهاجرت، هویت و هنر برانگیخت.
آدرین برودی و فلیسیتی جونز در فیلم بروتالیست به کارگردانی بردی کوربت
فیلم بروتالیست (The Brutalist) بر اساس داستان واقعی ساخته نشده و کاملاً تخیلی است. شخصیت اصلی فیلم، لازلو توث، یک معمار یهودی-مجارستانی که از هولوکاست جان سالم به در برده و به آمریکا مهاجرت میکند وجود خارجی ندارد. با این حال، داستان فیلم از واقعیتهای تاریخی الهام گرفته است. کوربت برای ساخت این شخصیت تحقیقات گستردهای دربارۀ معماران واقعی مانند مارسل برویر، لوئیس کان و پل رودولف انجام داده است. این معماران نیز در سبک معماری بروتالیسم فعالیت داشتند و برخی از آنها یهودی-مجارستانی بودند، اما زندگی آنها با داستان لازلو توث تفاوتهای بسیاری دارد. اگرچه فیلم به وقایع تاریخی مانند مهاجرت پس از جنگ جهانی دوم و تأثیرات هولوکاست اشاره دارد، اما روایت آن کاملاً تخیلی است و شخصیتها و رویدادهای آن مستند نیستند.
بروتالیست نهتنها یک فیلم بلکه تجربه سینمایی متفاوتی است که ذهن مخاطب را به چالش میکشد. در نقد فیلم بروتالیست گفتیم که این فیلم با کارگردانی دقیق، بازیهای قوی و فیلمبرداری هنرمندانه موفق شد اثری منحصربهفرد خلق کند که هم تحسینبرانگیز و هم بحثبرانگیز باشد. روایت غیرمتعارف آن شاید برای برخی سنگین و دشوار باشد، اما بیتردید برای دوستداران سینمای مفهومی و هنری تجربهای ارزشمند خواهد بود. در نهایت این فیلم نشان میدهد چگونه میتوان با زبان سینما مفاهیم پیچیده را به تصویر کشید و مخاطب را به تفکر واداشت. اگر بهدنبال فیلمی هستید که فراتر از کلیشههای معمول باشد، بروتالیست گزینهای ایدهآل برای شماست.
آیا داستان و شخصیتهای فیلم آنورا در حد جوایز بزرگی که دریافت کرده است بودند یا خیر. در نقد فیلم آنورا نگاهی صریح به این فیلم جنجالی میاندازیم و بازیگری، کارگردانی و نقاط ضعف و قوت این فیلم را بررسی میکنیم.
در نقد فیلم امیلیا پرز Emilia Pérez همۀ جنبههای این اثر سینمایی را بررسی میکنیم تا ببینیم آیا املیا پرز واقعاً سزاوار این حجم از تحسین بوده یا نه؟
لیست کامل نامزدها و برندگان اسکار 2025 منتشر شد! کدام فیلمها و بازیگران زن و مرد در رقابت برای معتبرترین جایزه سینمایی جهان انتخاب شدند؟ در اهل سینما بخوانید.
فیلم تروی Troy یکی از ماندگارترین فیلمهای حماسی است. آیا تروی هنوز هم ارزش دیدن دارد و این فیلم واقعاً شاهکار است؟ در این مقاله اطلاعات کاملی دربارۀ داستان فیلم، بازیگران، حواشی فیلم، نظر منتقدان و اطلاعاتی دربارۀ سریال تروآ: سقوط یک شهر را میخوانید.
سریال سرگذشت ندیمه با الهام از واقعیتهای تلخ زندگی زنان و انقلاب ایران ساخته شده است. اطلاعات کامل سریال و فصلها، امتیازات، جوایز، حواشی و اطلاعات مربوط به فصل ششم سریال سرگذشت ندیمه را بخوانید.
فصل پنجم سریال کارآگاه حقیقی برای پخش از شبکۀ HBO در حال آمادهسازی است و این داستان اینبار به شهر نیویورک میرود. جزئیات بیشتر دربارۀ فصل جدید سریال True Detective را در سایت اهل سینما بخوانید.
بعضی وقتها میگویند چیزهایی که در فیلمها اتفاق میافتند غیرواقعیاند، اما واقعیت این است چیزهایی که در زندگی شما اتفاق میافتند غیرواقعیاند. فیلمها کاری میکنند که عواطف ما نیرومند و واقعی جلوه کنند، درحالیکه وقتی همان اتفاقات واقعاً برای شما روی میدهند، انگار دارید تلویزیون تماشا میکنید و هیچ احساسی ندارید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاهی ثبت نشده!!!